گربه ی
گنجشکهایم را خور
کفترهایم را چنگ
لب پیاله ی شیرم را لیس
Thursday, April 17, 2008
Friday, March 14, 2008
یک تکه از زیرت
می گذارم زیر سرم
یک تکه از رویت
بغل می کنم
موقع خواب
یک تکه از زیرت، یک تکه از رویت
یک تکه از زیرت، یک تکه از رویت
می گذارم زیر سرم
یک تکه از رویت
بغل می کنم
موقع خواب
یک تکه از زیرت، یک تکه از رویت
یک تکه از زیرت، یک تکه از رویت
Thursday, February 28, 2008
دختر شعرهای تابستانی ام
پیراهن نازکت را به باد نده
توی شعرهایم برهنه شو
زلال جوشیده است و نرم
بگذار
ذره ذره
توی شعرم لختت کنم
بگذار باد
بوی گیسوان سبزت را
پیچیده در من
تا دور دستها ببرد
پیراهن نازکت را به باد نده
توی شعرهایم برهنه شو
زلال جوشیده است و نرم
بگذار
ذره ذره
توی شعرم لختت کنم
بگذار باد
بوی گیسوان سبزت را
پیچیده در من
تا دور دستها ببرد
بگذار خورشید از حسادت
شعرهای من
لای انحناهای باریکت
گیر کرده اند
بگذار
بگذار
آهسته آهسته
بغضم را وا کنم
شعرهای من
لای انحناهای باریکت
گیر کرده اند
بگذار
بگذار
آهسته آهسته
بغضم را وا کنم
امروز
عابرانم را
باد می شناسد دیگر
بوی تازه که بیاید
پرنده ها خبر خواهند آورد
باد سریعتر خواهد پیچید
درختها دست تکان خواهند داد
سالهاست
عابرانم
انگار
نبض جاده تندتر می زند اینجا
می ایستند
چادری می زنند
شعر عاشقانه ای می خوانند
خاطره ی شیرینی را مزه مزه می کنند
دوباره
توی خلوت شان با من
سالهاست
روی تن جاده دراز کشیده ام
و صدای پای تمام اسبهای دنیا
توی گوشم پیچیده است
عابرانی که نمی دانند چرا
ولی جانشان بوی مرا گرفته است
عابرانی که هر روز
کلاهشان را
به احترامم برمی دارد باد
عابرانی که
دلشان برای جاده تنگ می شود انگار
Tuesday, February 26, 2008
Sunday, February 24, 2008
سر و دست می شکنند حباب ها
که هم آغوش برق برقی هایم شوند
کهنه
که می ریزد
زیر دوش
کف می کند
دهن کاشی ها
دهن آینه
بس که سفید
بس که صاف
بس که لطیف
بس که زیبا
آب بوسه بوسه
دست می کشد
تمام تنم را
پولک های تازه جوانه می زنند
پری های کوچک
روی جوانه هایم می خوابند
تا غروب
خدا خودش
برقم می اندازد
فرشته های مادر
صحنه را آماده می کنند
خورشید صحنه را ترک می کند
دامنم را ستاره ها می گیرند
آرام و باشکوه
بالا می روم
تا صبح
که هم آغوش برق برقی هایم شوند
کهنه
که می ریزد
زیر دوش
کف می کند
دهن کاشی ها
دهن آینه
بس که سفید
بس که صاف
بس که لطیف
بس که زیبا
آب بوسه بوسه
دست می کشد
تمام تنم را
پولک های تازه جوانه می زنند
پری های کوچک
روی جوانه هایم می خوابند
تا غروب
خدا خودش
برقم می اندازد
فرشته های مادر
صحنه را آماده می کنند
خورشید صحنه را ترک می کند
دامنم را ستاره ها می گیرند
آرام و باشکوه
بالا می روم
تا صبح
بوی خواب عرق کرده
پیچیده توی پتو
زیرش برهنه و منحنی
بوی خواب های تو را دیده
بوی عرق های تو را پیچیده
بوی منحنی های تو را پیموده
حباب حباب
تر شده
پیچیده توی پتو
زیرش برهنه و منحنی
بوی خواب های تو را دیده
بوی عرق های تو را پیچیده
بوی منحنی های تو را پیموده
حباب حباب
تر شده
Sunday, February 10, 2008
خوش موقع آمده اي
فصل ستاره چيني است اينجا
مرد جوان پاسبك مي خواست
و
چارقد دختر دامن چين دار
اينجا
از شاخه هاي آسمان كه بالا مي روي
يك عالمه
ستاره هاي درشت رسيده
روي زمين مي ريزد
اينجا
فصل ستاره چيني
دخترهاي دم بخت
چارقدهايشان را باز مي كنند
زير پاي مردهاي خوبشان
اينجا
دخترها
زير پاي مردهاي جوان آويزان از شاخه هاي آسمان
روي ستاره هاي پهن كف دشت
مي رقصند
اينجا
از عرق
رقاصكهاي روي ستاره ها
شراب مي سازند
اينجا
فصل ستاره چيني
فصل ستاره چيني است اينجا
مرد جوان پاسبك مي خواست
و
چارقد دختر دامن چين دار
اينجا
از شاخه هاي آسمان كه بالا مي روي
يك عالمه
ستاره هاي درشت رسيده
روي زمين مي ريزد
اينجا
فصل ستاره چيني
دخترهاي دم بخت
چارقدهايشان را باز مي كنند
زير پاي مردهاي خوبشان
اينجا
دخترها
زير پاي مردهاي جوان آويزان از شاخه هاي آسمان
روي ستاره هاي پهن كف دشت
مي رقصند
اينجا
از عرق
رقاصكهاي روي ستاره ها
شراب مي سازند
اينجا
فصل ستاره چيني
هر شب
Saturday, February 9, 2008
امروز را
خبر رسیده است
تفسیر المیزان
روی تخت بیمارستان دیده شده
با سرمهایی لای برگهایش
و یک عالمه جای سوراخ
روی کون کوچکش
امروز را
فلک
لنگ می چرخید انگار
خبر رسیده است
تفسیر المیزان
روی تخت بیمارستان دیده شده
با سرمهایی لای برگهایش
و یک عالمه جای سوراخ
روی کون کوچکش
امروز را
فلک
لنگ می چرخید انگار
Sunday, February 3, 2008
از آسمان آسانتر بود همه چی
من باز جوگیر شده بودم
بادی
بهاری
گلی
پرنده ای
دختر چاقی با کون گنده ای
رقاصه ای چیزی
کاش
من باز جوگیر شده بودم
بادی
بهاری
گلی
پرنده ای
دختر چاقی با کون گنده ای
رقاصه ای چیزی
کاش
امروز
آسمان شب است خیلی
امروز شب
از بالا و پایین می بارد خیلی
چقدر ستاره زیاد ریخته روی زمین
مردم از ستاره های روی زمین
له می کنند زیر پا
بی احتیاط
آسمان زیاد است حیوانکی
آسمان بار امانت را نمی تواند
آسمان شب است خیلی
امروز شب
از بالا و پایین می بارد خیلی
چقدر ستاره زیاد ریخته روی زمین
مردم از ستاره های روی زمین
له می کنند زیر پا
بی احتیاط
آسمان زیاد است حیوانکی
آسمان بار امانت را نمی تواند
Friday, February 1, 2008
خورشید شبها
لای سینه های آسمان می رود
شورت آسمان خیس می شود
حباب حباب
روی سر این همه مردم که می بینند
آبروی خورشید و آسمان می رود
لای سینه های آسمان می رود
شورت آسمان خیس می شود
حباب حباب
روی سر این همه مردم که می بینند
آبروی خورشید و آسمان می رود
Wednesday, January 30, 2008
کوه دارم روی دلم
هر صبح
کسی
بیدار میشود
بالا می آید از پشتش
شب می رود
می خوابد
همانجا
سر می گذارد
روی کوهای دلم
هر صبح
کسی
بیدار میشود
بالا می آید از پشتش
شب می رود
می خوابد
همانجا
سر می گذارد
روی کوهای دلم
Thursday, January 24, 2008
Subscribe to:
Posts (Atom)